

جوک و اس ام اس
طنز
عکس و کاریکاتور
ماجراهای ملا
کاریکلماتور
درباره ی آقایون
درباره ی خانوم ها
شعر طنز
داستان
متفرقه
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
پيغام مدير :
اين وبلاگ آماده تبادل لينك و لوگو با كليه سايتها و وبلاگ هاست.
برای تبادل لینک و لوگو باید ابتدا لوگوی ما رو در وبلاگ خود قرار دهید
و یا ما را بانام
(طنز-جوک- اس ام اس و...)
لینک کرده وسپس در نظرات به ما اعلام کنید.
استفاده از مطالب وبلاگ کاملا آزاد است هر چند ذکر منبع نشانه ی فرهنگ شماست!!؟
شما مي توانيد جديدترين اس ام اس هاي خود رابه شماره ي 09356735986 ارسال كنيد تا با نام خودتان در وبلاگ قرار گيرد.
برای سفارش تبلیغ با ایمیل مدیر تماس بگیرید ویادر قسمت نظرات اعلام کنید.هزینه اگهی ماهیانه فقط1000تومان میباشد.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . براي دادن نظر بين دو پرانتز قسمت نظرات كليك كنيد. براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
اگر یک نفر نیمه شب چت کند
و با فرد بیگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و یک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردی محبت کند
به افراد قبلی خیانت کند
و با بی خیالی جنایت کند
نه حدّ و حدودی رعایت کند
و اچ آی وی ِ خویش مثبت کند
و این قصه را پر حرارت کند
برای رفیقش روایت کند
چنانکه رفیقش حسادت کند
و او هم رود نیمه شب چت کند
و با فرد بیگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و یک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردی محبت کند
به افراد قبلی خیانت کند
و با بی خیالی جنایت کند
نه حد و حدودی رعایت کند
و اچ آی وی ِ خویش مثبت کند
و این قصه را پر حرارت کند
برای رفیقش روایت کند
چنانکه رفیقش حسادت کند
و او هم رود نیمه شب چت کند...من کار دارم بقیش رو خودتون ادامه بدید
![]()
![]()
![]()
![]()
:: آی دانشمند!
هفته پیش جنب باغ ارم
سیبی افتاد صاف توی سرم!
بعد از آن ماجرا كسی یك بند
می زند داد: آی دانشمند!
باز مانده است چون در دیزی
بی حیا پس تو هم بگو چیزی!
نیست لازم به دوزی و كلكی
تئوری طرح كن تو هی الكی!
بعد یك هفته چشم بسته ندید
می شوی شكل نخبه های جدید!
غیر مجری با نبوغ نود
به خدا هیچ كس نمی فهمد!
می شوی موجبات فخر وطن
فرض كن جاذبه نبود اصلاً!
تو كه شب تا به صبح بیداری
از نیوتون چه چیز كم د اری؟!
من هم از گفته اش كمی آره
با خودم گفتم ای همه كاره!
باورم شد كه نیستم همچین...
شده ام فیلسوف بعد از این!
خواب دیدم درخت ها شمع اند
فیلسوفان به دور من جمع اند!
رفته بودیم پیش اقلیدس
من و فارابی و ارشمیدس!
روی مان تا به روی هم شد وا
توی ویلای ماخ شد دعوا!
لاجرم بعد بحث های غلط
همه تسلیم من شدند فقط!
با گوتنبرگ رفته بودم پیست
به گمانم حدود ساعت بیست!
بی جهت زنگ زد یهو بقراط
كه كجا رفته ای تو با سقراط؟!
فارادی را حوالی تجریش
كاشتم عصر جمعه هفته پیش!
آری البته با چنین ترفند
می شود شد شبانه دانشمند
نسیم عرب امیری
نرم افزار برگزاری و تصحیح آزمون های چهارگزینه ای
![]()
![]()
![]()
![]()
وای وای وای کاندیدای من کوش؟!
توی میدان هفت حوض، امروز
گشت ارشاد را ندیدم من
و برایم سوال شد ایجاد
که چرا نیست هیچ اثر از وَن؟!
بعد دیدم که گشت ها هستند
گیر اما نمی دهند اصلا!
اعتراضی نمی کنند انگار
به مدل مو و رنگ پیراهن
یا اگر سایز تو چهل بود و
سی وشش کرده ای به تن، دامن!
رندِ شوخی که دید حیرانم
گفت:" ای نکته سنج هم میهن!
چون که نزدیک انتخابات است
اولویت ندارد این، فعلا!
هرجوان، چون شبیه یک رای است
هست زیبا به چشم اهل فن!
فیلم را اندکی عقب زده اند
به همان جا که گفته شد:"عمرا
مدل ِ مو به ما ندارد ربط
گر که تیفوسی است یا که خفن!"
زن شده توصیه به آرایش
مردها را به مو زدن، روغن!
دوست داری بپوش برمودا
یا که کوتاه و تنگ کن بر تن
این نباشد عجیب، زیرا که
چیزها دیده ام در این برزن
فی المثل گوجه را در این اطراف
زیر قیمت به مشتری می دن!
سیب زمینی که هست مجانی!
پس بگیر و برو بزن به بدن!
پرتقالش ولی نشد معلوم
هست یا نیست صادرات پکن؟!
معجزه در هزاره سوم:
شده ارزان زمین و هم مسکن
رفته بالا حقوق، باشد که
بشود کور چشم هر دشمن
گرچه باکس ذخیره ارزی
شده منفی در این میان، رسما!
تازه وای وای کجاست پارمیدا؟!
رونمایی شد از ساسی مانکن!
نیست با این حساب، دور از ذهن
فرض کنسرتی از سوزان روشن!
با مجوز شود به زودی پخش
فیلمهایی که برده نخل کن
الغرض کرده تجربه ثابت
که برای همه، چه مرد و چه زن
می شود قبل ِهر همه پرسی
سانفرانسیسکو، جای جای وطن!"
![]()
![]()
![]()
![]()
:: زی ذی
الهی به مردان در خانهات
به آن زن ذلیلان فرزانهات
به آنانکه با امر روحی فداک
نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنانکه مرعوب مادر زنند
ز اخلاق نیکوش دم میزنند
به آن شیر مردان با پیش بند
که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنانکه در بچهداری تکند
یلان عوض کردن پوشکند
به آنانکه بی اذن و امر عیال
نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنانکه با ذوق و شوق تمام
به مادر زن خود بگویند مام
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ایزو...نه زی ذی نه هزار
به آنانکه دامن رفو میکنند
ز بعد رفویش اتو میکنند
به آنانکه در گیر سوزن نخند
گرفتار پخت و پز مطبخند
به آن قورمه سبزی پزان قدر
به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل
به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تنهای مردان که از لنگه کفش
چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهدکن استوار
از این زن ذلیلی مکن بر کنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص
نفرما از این یوغ ما را خلاص
طراحی وب سایت شما با کمترین هزینه و بهترین کیفیت
![]()
![]()
:: داخل مترو
داخل مترو
ازدحام و فشارازهرسو / زورارنج وضربه ی زانو
بدترین بوی عالم است الحق/ بوی سیرو پیازو عطرو عرق
کارمند و محصل وعملی / کامبیزو غضنفرو مملی
تاجرو دزدو دکتر بیکار / لاغروچاق و سالم و بیمار
حرفهای سیاسی وگله ها / بحث تبعیض هاو فاصله ها
گاه دعوای عده ای بیکار / فش های به شدت کشدار
یک نفرغرق درسطورکتاب / یک نفرهم کناراو درخواب
تهران - اکبردرویش
![]()
![]()
![]()
![]()
زن نبايد به فكر مش باشد
مش همين پنج ماه و شش باشد
هي نگردد پي تل و گلسر
بهر مويش به فكر كش باشد
خواستگاران خوب رد نكند
كم پي فال و شيش و بش باشد
مرد خوبي به تور خود بزند
حرفهاي ، تيز ، با برش باشد
همسر مرد سالمي بشود
نه عجوزي كه مرتعش باشد
مردي آنسان كه در كشاكش دهر
سنگ باشد نه اينكه كش باشد!
ورنه در كار وي گره افتد
مشكلش حركت و جهش باشد
با جوانان پير ، كم بپرد
گر چه آمادهي پرش باشد!
عشق وقتي كه اتفاق افتاد
متمايل به واكنش باشد!
چشم دلدار خويش را هرشب
سير سازد به هر روش باشد
قلب او را چنان كند تسخير
تا شب و روز در تپش باشد
ندهد گير هي به شوهر خويش
هي نخواهد پي تنش باشد
نكند با كسي مقايسهاش
كم بدنبال سرزنش باشد
دست در جيب شوهرش نكند
بلكه در جيب وي شپش باشد
احتمالا بگيرد او را برق
شوهرش گر كه سيمكش باشد
زن ز مردش مراقبت نكند
مرد امـــــــا مراقبش باشد
فيض اگر خواست رندي از دهنش
فكر گازيدن لبش باشد!
![]()
![]()
![]()
![]()
خواجــــه پیشی
پیرو طرح عقیمسازی گربههای تهرانی
سعید سلیمانپور
(بوالفضول الشعرا)
بلا دور از جنابت خواجــــه پیشی!
شنیدم بعــــد از این بابا نمیشی!
گرفتند و شمــــــا را اختــه کردند
دکان عـــــــاشقی را تخته کردند
چه پیش آمد تو را یکباره پیشی!؟
چه می گویم چه پیشی و چه پیشی؟!
تو بودی فتحعلی شاه و به ناچار
شدی آغـــــــــــــا محمّدخان قاجار!
بمیـرم از برای آن سبیلــــــــــــت
برای جسم و جـــــان زخم و زیلت
نشو غمگین فدای اخم و تخمت
اگر اخته نمودندت به... هر حال!
لبت زین اختگـــــی پرخنده باشد
که خود"پیش" آمدی فرخنده باشد
چرا نفرین و اینســــان گریه زاری
دعایی کـــــــــن به جان شهرداری
همان بهتر در این عصـــــر گرانی
مجـــرد باشی و تنهـــــــا بمانی
چو شد از سر غم اهل و عیالت
شوی فارغ ز غصّه، خوش به حالت
زمانی که شدی عاری ز مردی
ز بند مشکلات آزاد گــــــــــردی
غم نــــــــــــــان و معــاش خانواده
توقّعهــــــــای یـــــــــــــــار پرافاده
ز عشق دلبری نـــاز و سه ساله(1)
اضافـــه کــــــــار در سطــــــــل زباله
"فدایت گردم" و آی لاو یــــو"ها
ســـــــــــر دیوار، انواع میــــــــوها!
برای حفـظ او بـــــــا صــــد فلاکت
جدل بــا گربههــــــــای بینزاکت
برای شـــــــام فرزندان بیمــــــار
بسی سگدو زدن در کــوی و بازار
اگــــــــــــر پایش بیفتد گاه دزدی
نه رسمی همچو ماها؛ روزمزدی!
میان بچه هــــــــای تخس و پر رو
به دام افتادن و خوردن ز هرســـو!
فرود سنگ روی پـــــــــــــا و کله
کتک خوردن ز قصــــــــاب محله
مگر یابی ز جـــــــایی استخوانی
سر سفـــــــــره گذاری تکّه نانی...
*
از آنســـــــو در غم مردی نزن زار
که دنیــا گشته از این جنس بیزار
ز مردان بر نمی خیزد بخـــــــاری
که افکندند مردی را به خـــــواری
زمانه پر ز نامردی است پیشی!
که از مـردی سبیلی ماند و ریشی
رها از آنچـــــه می دانیم و دانی
برو لذت ببــــــــر از زندگـــــــانی!
............ ......... .........
(1). در ادبیات گربهها، معادل معشوق 14سالهی ماست!
![]()
![]()
![]()
![]()
اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟
گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون
عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار
اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي
هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد
آي دختراي نادون............ ......... ......... ..چي اومد به سراتون
نگاه کنيد ما پسرا............ ......... ......... .چه کرديم با دلاتون
آي پسرا آي پسرا ............ ......... .........دشمن دخترا شين
آي پسرا آي پسرا............ ......... ......... .ديگه عاشقشون نباشين
![]()
![]()
![]()
![]()
:: برق رفته؟!
نگو در خانه ی ما برق رفته
بگو در کل دنیا برق رفته
بکن یک لامپ را در خانه خاموش
نمی دانی که صد جا برق رفته ؟
تمام شهر از بالا به پایين
و از پایین به بالا برق رفته
نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته
خداوندا به کل شهروندان
بده «صبراً جمیلا» برق رفته !
اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته
ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته
رود مجنون که ups بیارد
سر میک آپ لیلا برق رفته
چو برقت می رود خوابت می آید(!)
لالا لالا لالالا برق رفته
پیامک می زنی: «meeting canceled»
ندا! سارا! سمیرا! برق رفته
فلانی در سخنرانیش می گفت:
«لذا ایضا لهذا برق رفته
نبودِ برق یک بحث جهانی است
همین الان اروپا برق رفته
به جان حضرت حافظ که چندی است
سمرقند و بخارا برق رفته...»
جواب بچه را بابا چنین داد:
نمی یابیم قاقا برق رفته
به جای قصه ی دارا و سارا
از این پس: آب بابا برق رفته
دعاهامان نمی گردند اجابت
مگر در عرش اعلا برق رفته؟!
«مسلمان نشنود کافر نبیند»
که حتی در کلیسا برق رفته!
«بیا تا دست یکدیگر بگیریم»
بیا کاری بکن تا برق رفته
فضا آرام و تاریک و رمانتیک
درست عین تو فیلما! برق رفته
و مردی با زنش می گفت هر شب
صدا کم کن که سیما برق رفته!
«مرا کیفیت چشم تو کافی است»
ولی افسوس! حالا برق رفته
«الا یا ایها الساقی ادر کـَ...»
که ناگه بین اجرا برق رفته!
اگر قدر انرژی را بدانیم
نمی بینیم فردا برق رفته
خودم اســراف کردم در همین شعر
بسی ور رفته ام با «برق رفته»
درون بیت بیتش آب بستم
و در مصرا به مصرا برق رفته!
دوباره ماند شعرم نیمه کاره
دوباره باز گویا برق رفته...
مهدي استاداحمد
![]()
![]()
![]()
![]()
:: چرند و پرند
یک عزیزی بود دائم خواب بود
لاجرم او پر تب و شاداب بود
هر شب و هر نیمه شب او خواب دید
خواب نوکر دید و گاه ارباب دید
خواب اربابی چه خوش تعبیر هست
عکس تیغ و مردم زنگی مست
عکس گفتم خاطرم بر عکس شد
جای پالان، قاطرم بر عکس شد
آن عزیزم گاهگاهی شعر گفت
ذم آنور گفت، اینور مدح گفت:
«قد و بالای تو رعنا رو بنازم
نو گل باغ تمنا رو بنازم
تو که با عشوه گری، از همه دل می بری
بالا پایین می کنی، چرا نمی خندی؟»
خنده بر هر درد بی درمان دواست
در سیاست، خنده رویی، خود شفاست
انتخابات است و خواب و قد و وزن
بود معیار سلامت، قد و وزن
قافیه اندیشم و مهتاب من
گویدم مندیش جز در خواب من
«امشب شب مهتابه، حبیبم رو می خوام
حبیبم اگه خوابه، طبیبم رو می خوام»
ای طبیب پیر و طفل و شاب ما
کن دوا هر درد را در خواب ما
«ای تو افلاطون و جالینوس ما»
ای خیابان دولت در روس ما
ای تو خوابت نان و قاتق بهر ما
هم چنان شیر و عسل در نهر ما
علت خوابت ز علت ها جدا
خواب، اسطرلاب اسرار شما
شعر ما شد بی نمک یا آبکی
چون جگر در سینه باشد اندکی
با دو صد نطق و تپق گفتیم ما
گر چه بی نظم و نسق گفتیم ما
غرب و شرق و از جنوب و از شمال
جمله بنمایید شاعر را حلال
![]()
![]()
![]()
كنـون رزم ويـروس و رستم شنو
دگـــرها شنيــدستي اين هـم شنـو
كـه اسفنـديـارش يكـي ديسك داد
بگفتـا بــه رستم كــه اي نيكــــزاد
در اين ديسك باشد يكي فايل ناب
كه بگــرفتم از سـايت افــــراسياب
چنيــن گفت رستـم بـه اسفنـديـار
كه مـن گشنمـه نـون سنگك بيـــار
جوابش چنين داد خنــدان طــرف
كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف
برو حال مي كن بدين ديسك هان !
كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن
تهمتن روان شـد سـوي خانـه اش
شتابـان بــه ديـــدار رايــانــه اش
چـو آمـد بـه نزديـك مين تاورش
بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش
دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت
مران ديسك را در درايوش گذاشت
نكـرد هيـچ صبر و نـداد هيـچ لفت
يكـي ليست از روت ديسكت گـرفت
در آن ديسك ديدش يكي فايل بود
بــزد اینتـــر آنجــا و اجــرا نمــود
كز آن يك دمو شد پس از آن عيان
ابا فيلــم و مـوزيك و شرح و بيان
به ناگـه چنان سيستمش كرد هنگ
كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ
چـو رستم دگـربـاره ريست نمود
همـي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد
ز بخـت بــد خويش فـــريــــاد زد
چـو تهمينـه فـرياد رستـم شنــود
بيــامــد كــه ليسانس رايــانه بود
بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش
وز آن ديسك و بــرنامة خوشگلش
چـو رستـم بـدو داد قيچي و ريش
يكـــي ديسك بوت ايبل آورد پيش
يكـي تول كيت انـدر آن ديسك بود
بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود
همي گشت تول كيت ، هارد اندرش
چـــو كـودك كـه گردد پي مادرش
بـه نـاگـه يكـي رمـز ويروس يافت
پــي حـذف امضـاي ايشان شتافت
چـو ويــروس را نيـك بشنـاختش
مــر از بــوت سكتور بــرانداختش
يكـي ضـربـه زد بر سر تـول كيت
كـه هــر بايت آن گشت هشتاد بيت
بـه خاك انـدر افـكند ويــروس را
تهمتـن بــه رايــانــه زد بــوس را
![]()
![]()
![]()
![]()
طنز انتخاباتي
گر به شورا راه یابد پای من
هرچه ویرانی است عمران می کنم
می روم هر شب به میدان های شهر
هر چه ساعت بود میزان می کنم
مشکلات شهرتان را رتق و فتق
پشت میز و پشت فرمان می کنم
کوچه های تنگ را هر شب فراخ
هرچه بن بست است دالان می کنم
چاله های شهر را چاه عمیق
هرچه دالان را خیابان می کنم
هرکه شورا شد فقط این کرد و رفت
من اگر شورا شوم آن می کنم
مردها را اهل تجدید فراش
لطف ها در حق نسوان می کنم
تا کش آید پوز اعضای اوپک
نفت را فالفور ارزان می کنم
مرده ها را می کنم ساماندهی
شهرتان را باغ رضوان می کنم
شاعران شهر را در خانه ام
هفته ای یک بار مهمان می کنم
کارگردان های با احساس را
می برم مهمان مامان می کنم
تا که پررو نق شود گردشگری
اصفهان را ارمنستان می کنم
شهردار از شهرضا می آورم
الغرض این می کنم آن می کنم
می شوم هر شب سوار بلدوزر
هر چه ناصافی است ویران می کنم
شهر تا راحت شود از چشم هیز
دیدنی ها را فراوان می کنم
می نویسم طنز بر دیوار و در
شهرتان را من نمکدان می کنم
تا که کار خلق فورا حل شود
کارمندان را دو چندان می کنم
هی تراکم می فروش را به را
یاری انبوه سازان می کنم
شهرداری را همه رایانه ای
کارها را سهل و اسان می کنم
گر رقیبانم به من فرصت دهند
چاره ی کمبود سیمان می کنم
می کنم هی کارهای خوب خوب
دشمنانم را پشیمان می کنم
هفته ای یک شب کلیسا می روم
ارمنی ها را مسلمان می کنم
می فروشم کل اسراییل را
پول آن را خرج لبنان می کنم
یک سخنرانی به نفع مسلمین
در بلندی های جولان می کنم
مثل اقشار ضعیف اجتماع
نوش جان سویای سبحان می کنم
هم صدایی هم دلی هم زیستی
با سرای سا لمندان می کنم ...
:: رياست
رياست
گوش کن ای مدیر بعد از این
نور چشمان من حسامالدین
به ریاست اگر شدی منصوب
میشوی بین مردمان محبوب
بعد از آن میشود به ناچاری
سیل تبریک و تهنیت جاری
میشود در جریدهها اعلان
بغل کل من علیها فان!
حضرت مستطاب بالای
یا برادر جناب آقای!
چه شکوهی چه قد و بالایی
چه سری چه دمی عجب پایی
انتخاب شما ربوبی بود
چقدر انتخاب خوبی بود
دلمان شد به نحو بایسته
شاد از این انتخاب شایسته
تا شود خاطر شما ارضاء
مخلصان شصت و هشت تا امضا
آگهی از سر تواضع نیست
عرض تبریک بیتوجه نیست
رفتهای زیر بار منتشان
در بیا فوری از خجالتشان
این شعر طولانیه پس باقیش روتو ادامه مطلب بخون...![]()
![]()
![]()
![]()
:: اهل حمامم
اهل حمامم
پوستم مهتابيست
چشمهايم آبیست
توانا بود هر که دارا بود / ز ثروت دل پیر برنا بود
پر قو بود پول را رختخواب / هنر رختخوابش مقوا بود
همه سهم استاد دانشکده / پشیزی حقوق و مزایا بود
فغان سهم مردم ز نان و لباس / ازآن سوی ویترین تماشا بود
کدامین کس از شاعری برج ساخت / کدامین کس از شعر دارا بود
از این پس پدر زیر خرج گران / بزاید برش کار ماما بود
از این پس پسر مینویسد دگر / هرآن کس که نان داد بابا بود
شاهکار بینش پژوه
![]()
![]()
![]()
![]()
گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي
كـه شـده رابـطـه مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي
كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود داتكـامي
حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟
برده يا "داتكام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم بـيشـترك
جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است
بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك
قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم
كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن
هـمـه را جاي "اوكِي" ، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم
يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت
روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد
خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شدهام
دلـخـور از گـردالـيِ @ شــدهام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون
كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد
هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد
هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي
ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه اي پـسـت نـمـودم بـهـرت
بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت
![]()
![]()
![]()
:: به یاد سهراب
هرکجا هستم باشم
به درک!![]()
من که باید بروم!
پنجره،فکر؛هوا،عشق زمین
مال خودت!![]()
من نمی دانم نان خوشکی
چه کم از مجری سیما دارد!![]()
تیپ را باید زد!
جور دیگر اما...![]()
کار را باید جست.![]()
کار باید خود پول
کار باید کم و راحت باشد!![]()
فک و فامیل که هیچ...
با همه مردم شهر پی کار باید رفت!![]()
بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زیر پل و مرکز شهرباید جست!![]()
سید خندان یه نفر!
سوئیچم کو؟
چه کسی بود صدا کرد دربست!![]()
ماجراهای ملا
اگر یک نفر نیمه شب چت کند
درد سرهای یک خانم روسی که زبان انگلیسی نمیدانست!
اس ام اس عاشقانه
کاریکلماتور
اس ام اس
روشهای شکار شوهر توسط دخترها!
اسکناس مچاله !
پیامک عید فطر
از تعطیلات تابستانی شدیداً لذت ببرید!!
خساست
خروس هاي عجيب
آی دانشمند!
هیزم شکن
اس ام اس
۩۩ ويژگي پسرهاي ايراني ۩۩
اس ام اس سركاري
اس ام اس مخصوص روز مادر
وای وای وای کاندیدای من کوش؟!
انتقادپذیری را توصیف كنید!!!
اس ام اس انتخاتی
